تفکر سیستمی چیست؟

مفهوم تفکر سیستمی

مطالعهٔ این مطلب به معنای یادگیری یک شیوهٔ ارزشمند اندیشیدن است. پیش از آن که به تفکر سیستمی بپردازیم باید درک درستی از مفهوم سیستم داشته باشیم: سیستم مجموعه‌ای از اجزای مرتبط است که در کلیّت خویش برای ایفای وظیفه‌ای مشخّص در کنش متقابل و هماهنگ با محیط است. بر اساس این تعریف در تفکر سیستمی، سازمان‌ها مانند سیستم‌هایی هستند که در دل یک مجموعهٔ محیطی بزرگ‌تر قرار گرفته‌اند. هر سیستم شامل ورودی، خروجی، پردازش و بازخورد است، بنابراین داشتن تفکّر سیستمی برای یک مدیر بسیار حائز اهمیّت است.

در تعریف تفکر سیستمی می‌توان گفت؛ تفکر سیستمی راهی برای فکر، زبانی برای توصیف و درک، و نیرو و روابط متقابلی است که رفتار سیستم‌ها را شکل می‌دهد. این رشته به ما کمک می‌کند ببینیم که چگونه می‌توان سیستم‌ها را به‌طور مؤثر تغییر داد و با روند معمول جهان طبیعی و اقتصادی، هماهنگ‌تر عمل کرد.

 

چرا دانستن تفکر سیستمی ضروری است؟

ممکن است در نگاه اول چنین به نظر برسد که موضوعاتی مثل استراتژی، کار تیمی، کارآفرینی، رابطه عاطفی و تربیت فرزند ربط چندانی به تفکر سیستمی ندارند. اما پس از گذراندن دوره آموزشی تفکر سیستمی قطعاً به نتیجه خواهید رسید که بسیاری از مشکلاتی که در این حوزه‌ها تجربه می‌کنیم، اتفاقاً در ناآشنایی با تفکر سیستمی ریشه دارند.

ما بر این باوریم که بسیاری از مشکلات موجود در جوامع و فرهنگ‌های توسعه‌نیافته، ناشی از جدی نگرفتن تفکر سیستمی هستند: از اثربخشی پایین آموزش و پرورش و سرمایه‌‌گذاری نکردن بر روی مهارت یادگیری تا  ضعف در مدیریت منابع و بی‌توجهی به آینده؛ از شیوه‌های نادرست مدیریت بحران یا مدیریت پرهزینهٔ پروژه‌های ناکارآمد.

ما در مدرسه و دانشگاه می‌آموزیم که فیزیک را از شیمی، زیست‌شناسی را از روان‌شناسی، جامعه‌شناسی را از اقتصاد، و همهٔ این‌ها را از سیاست جدا کنیم. در خود این رشته‌ها هم زیرمجموعه‌های تخصصی فراوانی به وجود آمده است. همین رویکرد تخصصی در محیط کار هم ادامه پیدا کرده است. واحد مارکتینگ، راهکار اکثر مشکلات سازمان را در مارکتینگ خلاصه می‌کند. واحد تولید، معتقد است اگر به اندازهٔ کافی به این واحد توجه کنند، مشکلات اصلی مجموعه حل خواهد شد. در این میان، اگر یک متخصص برندسازی را هم به عنوان مشاور از بیرون بیاورید، به شما خواهد گفت که همهٔ این واحد‌ها درست می‌گویند. اما فراموش کرده‌اند که گام اول، توسعهٔ برند است!

این نوع نگاه، که گاهی از آن با عنوان نگاه جزیره‌ای نام می‌برند، آفت مدیریت و کسب و کار و سیاست‌گذاری و زندگی فردی ما شده است. درست است که ما برای فهم بهتر پدیده‌ها، آن‌ها را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم می‌کنیم و آن‌ها را از زوایای مختلف می‌نگریم، اما نباید فراموش کنیم که آن‌چه در واقعیت، پیش روی ماست، یک پیکرهٔ واحد است.

داستان فیل در تاریکی که ما آن را به نام مولوی می‌شناسیم، استعارهٔ مناسبی برای درک این مشکل است. درست است که یکی از ما گوش فیل را می‌بینید و دیگری خرطوم و آن دیگری هم با دُم سرگرم است، اما فیل، فقط یک فیل است.

اگر روانشناس در گفتگو با مراجعان خود، واقعیت‌های جامعه را – که بستر بروز مشکلات هستند – نادیده بگیرد، اگر وزیر اقتصاد در برنامه‌ریزی‌هایش، فعالیت‌های کشاورزی را نبیند، و اگر وزیر کار، نحوهٔ عملکرد سیستم‌های اقتصادی را درک نکند و جدی نگیرد، در نهایت هر یک با قطعه‌ای از فیل سرگرم می‌شوند و شاید هرگز متوجه نشوند که اساساً فیلی روبه‌روی آن‌ها بوده است.

 

نگرش سیستمی می‌تواند ما را از دام نگاه جزیره‌ای دور کرده و کمک‌‌مان کند راهکارهایی عمیق‌تر و موثرتر برای مسائل بیابیم؛ چه در زندگی شخصی و چه در مدیریت کسب و کار و محیط سازمان.

آموزش تفکر سیستمی به زبان ساده در عین حفظ دقت با جستجویی کوتاه در وب و نیز در کتابفروشی‌ها می‌بینید که مطالب بسیاری با موضوعات تعریف سیستم، آموزش تفکر سیستمی، تجزیه و تحلیل سیستم، دینامیک سیستم‌ها و مباحث وابسته وجود دارد. اما متأسفانه لحن بسیاری از این کتاب‌ها و مقالات، بسیار خشک و دانشگاهی است. این در حالی است که تفکر سیستمی فقط برای دانشگاهیان نیست. کاربرد تفکر سیستمی صرفاً به سیاست‌گذاری‌های کلان و مدیریت ارشد شرکت‌ها محدود نیست و واقعاً هر کس در هر جایگاهی می‌تواند از آن بهره ببرد.

 

کاربرد تفکر سیستمی

اصلی‌ترین کاربرد تفکر سیستمی، درک بهتر سیستم‌های بزرگ جهان است: کرهٔ زمین، اکوسیستم‌های طبیعی، سیستم‌های اجتماعی و سیاسی در مقیاس ملی و بین‌المللی، سیستم‌های مثل بدن انسان و …

اگر در جایگاه تحلیل‌گر، دانشمند، سیاستمدار و سیاست‌گذار باشید، این نگاه کمک می‌کند تا مسائل را عمیق‌تر ببینید و آن‌ها را بهتر حل کنید. از سوی دیگر، در جایگاه مخاطب این افراد هم  می‌توانید متوجه شوید که تا چه حد پخته هستند و مسائل را به درستی درک می‌کنند. گاهی اوقات ما به علت ناآشنایی با تفکر سیستمی، با استدلال‌های سطحی و ضعیف کارشناسان و تصمیم‌گیران قانع می‌شویم و متوجه نمی‌شویم که آن‌ها درک درستی از چالش‌ها ندارند.

علاوه بر این گروه‌ها، مدیران کسب و کارها هم به تفکر سیستمی نیاز دارند؛ نه فقط مدیریتی سازمان‌ها و کسب و کارهای بزرگ، بلکه حتی ادارهٔ یک کسب و کار تک‌نفری هم به تفکر سیستمی نیاز دارد. تفکر سیستمی ذهن ما را از روزمرگی و نگاه کوتاه‌مدت دور کرده و کمک می‌کند تصمیم‌هایی بگیریم که به رشد و موفقیت بلندمدت‌مان هم کمک کنند.

حتی در محیط خانواده هم، تفکر سیستمی به پدر و مادر کمک می‌کند در پرورش فرزندان بهتر عمل کنند و اثربخش‌تر باشند. علاوه بر این، یادگیری تفکر سیستمی می‌تواند از نخستین سال‌های زندگی کودک آغاز شود. اگر ما امروز در جامعه‌مان می‌بینیم که گاهی در بالاترین رده‌های مدیریتی و تصمیم‌گیری هم تفکر سیستمی وجود ندارد، بخشی از علت را باید در این جست که این افراد در کودکی، چنین آموزش‌هایی ندیده‌اند و وقت‌شان به یادگیری موضوعات غیرضروری یا کم‌اهمیت‌تر گذشته است. بنابراین، بخشی از وظیفهٔ پرورش مدیران و تصمیم‌گیران فردا بر عهدهٔ پدر و مادرهای امروز است.

واضح است است که قرار نیست کودکان ما، معادلات دینامیکی سیستم‌ها را بیاموزند. اما همین که وقتی کیسه‌ای پلاستیکی را دور می‌اندازند و ته‌سیگاری را روی زمین می‌بینند، بدانند که این کیسه و ته‌سیگار ممکن است در زمان و مکانی دیگر دوباره به زندگی و حتی شاید غذایشان باز گردد، نگاه دیگری به جهان پیدا می‌کنند. همین نگاه سیستمی است که به کودکان ما می‌آموزد که لذت و رفاه، تجربه‌ای انفرادی نیست و زمانی می‌توان لذت و رفاه و امنیت را تجربه کرد که بخش بزرگی از جامعه، از حداقل‌ها برخوردار باشد. این نگاه، می‌تواند زمینه‌ساز توجه به مسئولیت اجتماعی باشد.

 

آشنایی با نویسندگان و نظریه‌پردازان تفکر سیستمی

 اکاف: راسل اکاف که در ایران او را به نام راسل ایکاف هم می‌‌شناسند، از بنیان‌گذاران رویکرد سیستمی به شکل مدرن است. همان شکلی که ما امروز می‌شناسیم و به کار می‌بریم. با وجودی که تاریخچه تفکر سیستمی به قرن‌ها و هزاران سال قبل برمی‌گردد، نقش اکاف در تدوین رویکرد سیستمی بسیار مهم بوده است. شاید بتوان گفت رابطهٔ راسل اکاف و تفکر سیستمی شبیه رابطهٔ نیوتون و گرانش است؛ همه گرانش را دیده بودند، اما نیوتون آن را تئوریزه کرد. تفکر سیستمی هم سالها در اخلاق و ادبیات و فرهنگ‌های مختلف، مطرح می‌شد و مورد توصیه قرار می‌گرفت. اما راسل اکاف برای آن یک چارچوب علمی ایجاد کرد: راسل اکاف

 

 قراچه‌داغی: جمشید قراچه داغی دانشمند ایرانی و از بنیان‌گذاران سازمان مدیریت صنعتی ایران است که با اکاف همکار بوده و او را از نام‌های مطرح در زمینهٔ تفکر سیستمی در جهان می‌دانند. ما به بهانهٔ کتاب او دربارهٔ تفکر سیستمی، کمی هم به خودش پرداخته‌ایم: کتاب تفکر سیستمی جمشید قراچه‌داغی

 

  مدوز: دونلا مدوز را نمی‌توان یک نظریه‌پرداز در فضای تفکر سیستمی و تجزیه و تحلیل سیستم‌ها دانست. با این حال، نقش مهمی در ترویج نگرش سیستمی ایفا کرده است. به همین علت، ما یکی از درس‌هایمان را به معرفی او و کتابی که از او دربارهٔ تفکر سیستمی منتشر شده اختصاص داده‌ایم. این کتاب داستان جالبی دارد. چون ابتدا صرفاً یک جزوه تفکر سیستمی بوده و بعداً شاگردان مدوز این جزوه را به کتاب تبدیل کرده‌اند: کتاب تفکر سیستمی مدوز

 

  برتالانفی: تقریباً همهٔ کارشناسان و متخصصان تفکر سیستمی بر این نکته اتفاق‌نظر دارند که برتالانفی را می‌توان بنیان‌گذار «نظریه عمومی سیستم‌ها» دانست. او فردی عمیق، مصمم و تأثیرگذار بود که آثار و نوع نگاهش بر رشد رشته تفکر سیستمی و جایگاه تفکر سیستمی در دنیای امروز ما تأثیر داشته است. بعید است یک مقاله یا تحقیق درباره تفکر سیستمی و تاریخچه آن بیابید که ادعای کامل بودن داشته باشد، اما از برتالانفی نام نبرده باشد: لودویگ برتالانفی (نظریه عمومی سیستمها)

 

  سنگه: پیتر سنگه هم از نام‌های دیگری است که نام او را در بحث تفکر سیستمی زیاد می‌خوانیم و می‌شنویم. البته تمرکز اصلی سنگه بر تفکر سیستمی در مدیریت و کاربرد نگرشی سیستمی در سازمان بوده است. هر دو کتاب پنجمین فرمان و رقص تغییر هم که از کتاب‌های مشهور او هستند، بیشتر رویکرد سازمانی دارند و به مباحثی مانند سازمان یادگیرنده و تحول سازمانی پرداخته‌اند. با این حال، برخی از حرف‌های سنگه حتی برای کسانی هم که در فضای سازمانی کار نکرده و نمی‌کنند، مفید است: پیتر سنگه

 

ویژگی‌های اصلی تفکر سیستمی

وقتی می‌گوییم یک نفر تفکر سیستمی دارد، منظورمان چیست؟ وقتی به کسی می‌گوییم چرا به این مسئله نگاه سیستمی نداری، دقیقاً چه انتظاری داشته‌ایم که برآورده نشده است؟ وقتی در ابتدای این درس اشاره کردیم که کودکان ما باید تفکر سیستمی را از همان دوران کودکی بیاموزند، دقیقاً منظورمان چه بود؟ چه اتفاقی باید بیفتد تا باور کنیم نگاه‌مان سیستمی شده است؟ برای تقویت نگرش سیستمی چه چیزهایی باید در مدل ذهنی ما تغییر کند یا تثبیت شود؟

 

  رویکرد ترکیب به جای تجزیه: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رویکرد سیستمی این است که در پی خُرد کردن مسئله‌ها به مسائل کوچک‌تر نیست. بلکه می‌کوشد مسائل را در مقیاس واقعی‌شان حل کند. جمله‌ای که پیتر سنگه و راسل اکاف و دیگران بارها به آن اشاره کرده‌اند، یک واقعیت بسیار بنیادی است: «با تقسیم یک گاو به دو بخش، به دو گوساله نمی‌رسید. بلکه به یک گاو مرده خواهید رسید.» این موضوع آن‌قدر مهم است که ما یک درس مستقل را به آن اختصاص داده‌ایم: رویکرد سیستمی یعنی ترکیب به جای تجزیه

 

  روش ساخت بهترین خودرو: یکی از مثال‌های کلاسیک در آموزش تفکر سیستمی، طراحی بهترین خودرو جهان است. این که برای تبدیل شدن به بهترین خودروساز جهان چه باید کرد؟ آیا باید سراغ بهترین قطعه‌ها از بهترین خودروهاسازان دیگر برویم؟ یا باید قطعاتی را پیدا کنیم که با یکدیگر همخوانی داشته باشند. حتی اگر بهترین نباشند؟ علاقه‌مندان فوتبال، سال‌ها شبیه همین مثال را در فضای دیگری گفته و شنیده‌اند: «آیا تیمی از ستاره‌ها، یک تیم ستاره خواهد شد؟» درس بهترین خودروساز جهان به این موضوع می‌پردازد. توجه به این مفهوم برای درک کارآمدی و ناکارآمدی سیستم‌ها ضروری است.

 

  مشکل تفکر خطی: کسانی که سیستمی فکر می‌کنند و سیستم‌ها را می‌فهمند، نگاه خطی ندارند. آن‌ها می‌دانند که کاری که امروز انجام می‌دهند، یا تغییری که اکنون در نقطه‌ای از یک سیستم ایجاد می‌کنند، ممکن است دیر یا زود در زمان و مکانی دیگر، روی همان نقطهٔ اولیه تأثیر بگذارد. سیستم‌ها به ندرت یک دومینوی خطی به سمت بی‌نهایت هستند. بلکه معمولاً وقتی یک قطعه از آن‌ها را تکان می‌دهید، باید منتظر باشید که دیر یا زود قطعه‌ای دیگر تکان بخورد و به خودتان ضربه بزند. ما این بحث را در درس تفکر خطی بررسی کرده‌ایم: تفکر خطی در برابر تفکر سیستمی

 

  مقاومت سیستم‌ها: اگر قرار است به یک متفکر سیستمی تبدیل شوید، باید به خاطر داشته باشید که بسیاری از سیستم‌ها در برابر سیاست‌گذاران مقاومت می‌کنند. دولت‌ها،  برای تقویت پول ملی خود سیاست‌گذاری می‌کنند و ارزش پول ملی دقیقاً پس از اجرای سیاست‌ها سقوط می‌کند. مدیران برای کاهش فرار از کار، دوربین‌های مدار بسته نصب می‌کنند و بعداً می‌بینند که کارکنان، روش‌های خلاقانه‌ای برای فرار طولانی‌تر و آسوده‌خاطر‌تر کشف کرده‌اند. اتوبان می‌سازند که ترافیک کم شود، اما پس از چند سال، جمعیت و ترافیک در آن منطقه از قبل هم بیشتر می‌شود. بحث مقاومت در برابر سیاست‌ها (Policy Resistance) یکی از مباحث مهمی است که باید آن را بسیار خوب بشناسید: رفتارهای غیرمنتظره سیستم‌ها

 

  نگاه چندبعدی: تفکر سیستمی یک پایهٔ دیگر هم دارد و آن «نگاه چندبُعدی» است. کسانی که سیستمی نگاه نمی‌کنند، معمولاً به نگاه خطی عادت دارند. به این معنا که چیزهای بسیاری را روبه‌روی هم و در تضاد با هم قرار می‌دهند: «آزادی؟ اگر آزادی زیاد شود که امنیت کم خواهد شد!» «تفریح در محیط  کار؟ اگر شرایط تفریح را فراهم کنیم، پس بهره‌وری چه می‌شود؟» «تعامل اقتصادی با کشورهای دیگر؟ وابستگی با استقلال در تضاد است.» بسیاری از این وضعیت‌ها و ویژگی‌های متعارض، در دنیای واقعی می‌توانند کنار هم قرار بگیرند. شما می‌توانید قدرتمندترین باشید، و در عین حال، شکننده‌ترین. می‌توانید با دیگران تعامل داشته باشید و در عین حال مستقل بمانید. جمشید قراچه‌داغی این ویژگی سیستم‌ها را با اصطلاح «چندبُعدی بودن سیستم» بیان می‌کند. اگر این پدیده را درک نکنیم، تصویر ناقص و گمراه‌کننده‌ای از سیستم‌ها در ذهن‌مان شکل خواهد گرفت. این بحث را هم با توضیحات کامل در یک درس بررسی کرده‌ایم: نگاه چندبعدی در سیستمها

 

  هم‌پایانی: وقتی سیستم‌ها پیچیده می‌شوند، ظرفیت جالبی پیدا می‌کنند: آن‌ها می‌توانند از مسیرهای مختلف به یک مقصد برسند. موتور خودرو شما – به عنوان یک سیستم ساده – برای روشن شدن، یک مسیر بیشتر ندارد. وقتی روشن شد، می‌توانید دقیقاً مشخص کنید که چه اتفاق‌هایی افتاده و چه کارهایی به چه ترتیبی انجام شده‌اند. اما حالا به یک انقلاب سیاسی یا ورشکستگی یک شرکت یا موفقیت یک برند فکر کنید. آیا می‌توانید با همان قطعیت، دربارهٔ مسیر طی شده نظر دهید؟ آیا می‌توانید بگویید اگر فلان رهبر سیاسی نبود، یا آن قرارداد پیش نمی‌آمد، یا آن محصول عرضه نمی‌شد، فلان اتفاق نمی‌افتاد؟ در این‌جا نمی‌شود قطعی نظر داد. سیستم‌های بسیاری را می‌توانید ببینید که ساختار مشابه دارند و اکنون هم در وضعیت مشابه هستند، اما از مسیر مشابهی به آن وضعیت نرسیده‌اند. درس هم‌پایانی در این باره حرف می‌زند.

 

 

برخی از منابع و مراجع برای تدوین درس تفکر سیستمی:

مرور و جمع‌بندی تفکر سیستمی به روایت اکاف

کتاب پنجمین فرمان پیتر سنگه دربارهٔ سازمان یادگیرنده

کتاب رقص تغییر پیتر سنگه  دربارهٔ کاربرد تفکر سیستمی در سازمان (در بحث تحول سازمانی)

کتاب درباره سیستمهای هدفمند راسل اکاف

کتاب نظریه عمومی سیستم‌ها نوشتهٔ برتالانفی

کتاب پنجمین فرمان نوشته‌ی پیتر سنگه

کتاب تفکر سیستمی نوشتهٔ دنلا مدوز

کتاب رقص تغییر نوشتهٔ پیتر سنگه

کتاب تفکر سیستمی (مدیریت پیچیدگی و آشوب) نوشتهٔ جمشید قراچه داغی

 

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز مشخص شده اند *

ارسال دیدگاه